وش ها و فنون مشاوره تألیف دکتر شفیع آبادی:

فنون مشاوره

مجموعه قوانین نظری و عملی شیوه‌های انجام مشاوره به طور موفقیت‌آمیز را در بر می‌گیرد. مشاور لازم است با فنون مشاوره آشنایی داشته باشد. برای اینکه مشاور لازم است بداند جلسه مشاوره را چگونه باید آغاز کند، چگونه جلسه مشاوره را استمرار ببخشد و چگونه آنرا خاتمه دهد. نحوه اجرای فنون مشاوره بستگی به دیدگاه مشاور در مورد ماهیت انسان دارد. البته لازم است اشاره شود ما به عنوان مشاور نباید بطور کورکورانه از فنونی که در خارج ابداع می‌شوند تبعیت کنیم. بلکه لازم است در هنگام اجرا آنها را با تیپ شخصیتی خود هماهنگ سازیم. بعنوان مثال وقتی می‌خواهیم از فن صندلی داغ استفاده کنیم لازم است اجرای فن صندلی داغ را با دیدگاه و طرز فکر خود در مورد انسان هماهنگ سازیم. بعنوان مثال اگر معتقدیم تحت هیچ شرایطی نباید به انسان بی‌احترامی شود بنابر این فن صندلی داغ نیز لازم است بگونه‌ای اجرا شود که هیچ نوع بی‌احترامی نسبت به انسان صورت نگیرد.

گوش کردن

بین شنیدن و گوش کردن تفاوت وجود دارد. به گفته پروفسور جان دریکفورد شنیدن کلمه‌ای است که برای توصیف آن بخش از فرایندهای حسی بکار می‌رود که از طریق آن، تحریک‌های شنیداری توسط ساختار گوش دریافت شده و به مغز منتقل می‌شود. امّا از سوی دیگر، گوش کردن به فعالیت روان شناختی پیچیده‌تری اشاره دارد که درک و تعبیر و تفسیر اهمیت یک تجربه حسی را شامل می‌شود. به عبارت دیگر، من می‌توانم صحبت‌های فرد دیگر را بشنوم بدون اینکه واقعاً به او گوش دهم. نوجوانی در این زمینه می‌گفت: « دوستانم به آنچه می‌گویم گوش می‌دهند امّا والدینم، صحبت مرا فقط می‌شنوند.»

گوش دادن مهمترین فنی است که مشاور باید در مشاوره بکار بندد. ایجاد ارتباط بین مراجع و مشاور هسته اصلی مشاوره محسوب می‌شود. محدودیت پیام کلامی در اینست که برخی احساسات و عواطف انسان به صراحت در قالب کلمات قابل بیان نیستند.

گوش دادن دارای مهارتهایی به شرح زیر است:

مهارتهای توجه

حالت درگیر بودن

تحرک جسمانی مناسب

تماس چشمی

محیط غیر مزاحم

مهارتهای پیگیری

تشویق‌های کوتاه

سؤال‌های کم

سکوت توجه آمیز

مهارتهای انعکاسی

توضیح

انعکاس احساسات

انعکاس معانی

انعکاس تلخیص

 

مهارت‌های توجه

توجه کردن به معنای اختصاص توجه جسمی به فرد دیگر است. گاهی اوقات توجه کردن را اینگونه تعریف می‌کنند: توجه به معنای گوش کردن با تمام بدن می‌باشد. توجه کردن، ارتباطی غیر کلامی است که نشان می‌دهد شما به فرد در حال صحبت، دقیقآ گوش می‌دهید. مهارتهای توجه کردن شامل حالت درگیر بودن، تحرک جسمانی مناسب، تماس چشمی و محیط غیر مزاحم است.

اثرات توجه و عدم توجه

توجه اثربخش، کارایی بسیار زیادی در روابط بشری دارد. توجه کردن، به طرف مقابل نشان می‌دهد که شما به او و صحبت‌هایش علاقمندید، به همان نسبت که توجه نکردن مانع صحبت گوینده می‌شود این مهارت، بیان مهمترین موضوعات موجود در ذهن و قلب او را تسهیل می‌کند. صحبت با شخصی که با دقت کامل و فقط به خاطر شما در برابرتان ایستاده است تجربه‌ای بسیار گرانبهاست.

1ـ حالت درگیر بودن: چونکه زبان تن، اغلب با صدایی رساتر از واژه‌ها صحبت می‌کند «حالت درگیر بودن» برای گوش کردن اهمیتی بسزا دارد. ارتباط هنگامی ترویج می‌شود که شنونده با بدنی مایل به جلو، در فاصله‌ای مناسب، رو در روی  طرف مقابل قرار گیرد و با وضعیتی گرم و پذیرا، هشیاری همراه با آرامش خود را با او انتقال دهد. خم شدن به سمت گوینده، در مقایسه با تکیه کردن به عقب یا لم دادن بر روی مبل، انرژی و توجه بیشتری را انتقال می‌دهد.

2ـ تحرک جسمانی مناسب :حرکت مناسب بدن، برای خوب گوش کردن ضروریست. آقای فرانکلین ارنست در کتاب خود می‌نویسد «گوش کردن، حرکت کردن است، گوش کردن، حرکت داده شدن توسط شخص گوینده است. به صورت جسمی یا روانی فرد بی‌تحرکی را که به گوینده خیره شده است می‌توان به شکلی معتبر، به عنوان شخصی ارزیابی کرد که گوش نمی‌دهد. هنگامی که حرکت قابل مشاهده فرد کاهش یافته است و میزان پلک زدن چشمش به کمتر از یکبار در شش ثانیه افت کرده است، گوش کردن از نظر عملی متوقف شده است».

    اجتناب از حرکت‌ها و رفتارهای حواس پرت کن نیز برای یک توجه اثر بخش امری ضروری است. شنونده خوب در پاسخ به گوینده، بدن خود را حرکت می‌دهد. امّا شنوندگان ناکار آمد بدن خود را در پاسخ به محرک‌های نامربوط به گوینده حرکت می‌دهند و حواس پرتی آنان در زبان بدن نمایان می‌شود.

3ـ تماس چشمی :تماس چشمی اثربخش بیانگر میل و علاقه به گوش کردن است. این کار شامل تمرکز آرام چشم شنونده بر گوینده و تغییر گاه به گاه مسیر چشم از صورت او به بخش‌های دیگر بدن مثل دست در حال حرکت، و سپس برگرداندن نگاه به صورت تا برقراری مجدد تماس چشمی باشد. تماس چشمی ضعیف هنگامی روی می‌دهد که شنونده نگاه خود را از گوینده برمی گیرد، یا به شکلی ثابت و مات به او خیره می‌شود، و یا به محض آن که گوینده او را نگاه می‌کند او به جای دیگری می‌نگرد. تماس چشمی گوینده را قادر می‌سازد که میزان پذیرش خود و پیامش را از جانب شما ارزیابی کند این کار کمک می‌کند که او مشخص سازد وقتی در کنار شما قرار می‌گیرد تا چه حد امنیت دارد.

4ـ محیط غیر مزاحم :توجه کردن شامل ارائه یک توجه کامل و متمرکز بر فرد دیگر است. این کار در محیط‌هایی که به مقدار زیادی باعث حواسپرتی می‌شوند، واقعآ غیر ممکن است. محیط غیر مزاحم یعنی محیط جذابی که ترس‌آور نبوده و موانع فیزیکی زیادی بین افراد ایجاد نمی‌کند. شرایط تسهیل گفتگو را فراهم می‌آورد. شنونده دارای توجه می‌کوشد که عوامل محیطی مزاحم را به حداقل برساند. در منزل می‌توان تلویزیون و ضبط صوت را خاموش کرد تا محیطی غیر مزاحم بوجود آید. برداشتن موانع فیزیکی بزرگ ارتباط بهتر را ممکن می‌سازد مثلا برداشتن میز در ارتباط بین مشاور و مراجع بهتر است. چون میز سبب می‌شود برخی از پیامهای غیر کلامی شنونده و گوینده پیام حذف گردد.

مهارت‌های انعکاسی

مهارتهای گوش کردن انعکاسی به چهار نوع تقسیم می‌شود. توضیح، انعکاس احساسات، انعکاس معانی، و انعکاس‌های تلخیصی. هنر خوب شنیدن، شامل توانایی پاسخ انعکاسی است. در پاسخ انعکاسی «شنونده احساس و یا مفهوم چیزی را که گوینده با او در میان گذارده است را بیان می‌کند و این کار را به گونه‌ای انجام می‌دهد که نشان دهنده درک و فهم و پذیرش وی باشد.»

1ـ توضیح :توضیح، پاسخی خلاصه و کوتاه به گوینده است که اصل منظور او را از زبان شنونده بیان می‌کند. قسمت‌های خط کشیده شده اجزای اصلی یک توضیح کارآمد را مشخص می‌کند. یک توضیح اثربخش دارای ویژگیهای زیر است: 1ـ یک توضیح خوب کوتاه و موجز می‌باشد. وقتی توضیح شنونده مختصر و مفید نباشد و حالت طولانی را داشته باشد آنگاه جریان فکر گوینده منحرف می‌شود. 2- توضیح اثربخش فقط اصل پیام گوینده را منعکس می‌سازد. از جزئیات زائد که مانع تداوم بسیاری از گفتگوها به شمار می‌آید، صرفنظر می‌نماید و بر اصل موضوع متمرکز می‌شود. 3ـ از ویژگیهای دیگر توضیح آن است که متمرکز بر محتوای پیام گوینده و نشأت گرفته از حقایق و ایده‌های او است، نه هیجان‌ها و احساسات فرستنده.

2ـ انعکاس احساسات :منظور از انعکاس احساسات این است که هیجان‌ها و احساسات مطرح شده توسط گوینده با جمله‌های کوتاه به خود او برگردانده شود. فرهاد، 34 ساله به دوستی می‌گفت:

فرهاد: مطمئن بودم که تا این سن، متأهل شده‌ام. امّا همه نامزدی‌هایم با شکست مواجه شد.

رضا: واقعاً ناامید کننده است.

فرهاد: همین طوره. نمی‌دانم هیچ وقت زن مناسبی پیدا می‌کنم یا نه؟

شنوندگان، پیوسته بسیاری از ابعاد هیجانی و عاطفی گفتگو را از دست می‌دهند. در انسان، نوعی تمایل برای توجه به محیط وجود دارد و اگر انعکاسی صورت گیرد بر حقایق، بیش از احساسات متمرکز است. شنوندگان همچنین سؤال‌هایی را می‌پرسند که پاسخ‌هایی واقعیت‌گرا را برمی‌انگیزد «چه کار کردی؟ کی اتفاق افتاد؟»

وقتی روش گوش کردن ما، موجب تشویق افشای احساسات نمی‌شود، واکنش شخصی گوینده را نسبت به حوادثی که توصیف می‌کند از دست می‌دهیم. خوشحال، غم، خشم، اندوه و ... چون به قول ویلیام جیمز «فردیت را در احساسات می‌توان یافت» وقتی آگاهی اندکی از هیجان‌های فرد دیگر داریم، منحصر به فرد بودن و یکتا بودن او را از یاد می‌بریم.

انعکاس احساسات سبب می‌شود گوینده احساسات و هیجانات خود را درک کند و از این طریق به سمت حل مشکل گام برمی دارد.

طبقه‌بندی احساسات مراجع: 1) احساسات مثبت     2) احساسات منفی    3) احساسات دوگانه

3ـ انعکاس معانی :زمانی که احساسات و حقایق در پاسخی کوتاه به یکدیگر پیوند می‌خورند، انعکاس معنا حاصل می‌آید. بعنوان مثال خانمی به شوهرش می‌گوید:

خانم: سرپرست ما، همیشه در مورد زندگی شخصی‌ام سؤال می‌کند ای کاش بیشتر به فکر زندگی شخصی خودش بود.

شوهر: چون برای مسائل خصوصی تو احترام قائل نیست عصبانی شده‌ای.

وقتی به معنا و منظور گوینده ـ یعنی احساساتی که او را تهیج می‌کنند یا برمی‌انگیزند و نیز مضمونی که احساس با آن همراه می‌شود ـ پاسخ می‌دهیم، گوش کردن ما، بیشترین کارایی ممکن را خواهد داشت. زمانی که فردی می‌داند احساس و محتوا را چگونه، به شکلی مجزا، منعکس کند، ساده‌تر آن است که هر دو را در انعکاس معنا جای دهد. در هنگام یادگیری اولیه انعکاس معنا، فرمول زیر بخوبی کاربرد دارد:

احساس (کلمه احساس را قرار دهید) می‌کنی چون (رویداد یا مضمون دیگری را که با احساس همراه است در جمله قرار دهید) مثال: علی: عجب تغییری! می‌ترسیدم هیچ وقت زندگی بهتری نداشته باشم، امّا منزل جدیدمان عالی است.

زهرا و بچه‌ها، از هر وقت دیگر، خوشحال‌ترند.

سعید: خیلی خوشحالی، چون اوضاع زندگیت از هر نظر رو به راه است.

انعکاس معنا، معمولا هنگامی که با جمله‌ای کوتاه و مجزا بیان می‌شود، بهترین شیوه انعکاس است. هرقدر جمله کوتاه‌تر باشد بهتر است. پاسخ‌های نامربوط یا طولانی، مانع تداوم ارتباط می‌شود.

4ـ انعکاس تلخیص :انعکاس خلاصه، تکرار مختصر و کوتاه موضوعات اصلی و احساساتی است که گوینده در بخشی طولانی از گفتگو مطرح کرده است و در نتیجه، آن را نمی‌توان توسط یکی از مهارتهای مطرح شده منعکس نمود. با کمک این مهارت محتوای شناختی و عاطفی ارتباط کلامی و غیر کلامی بگونه خلاصه مطرح می‌گردد. انعکاس خلاصه به گوینده کمک می‌کند تک تک نکته‌هایی که بیان کرده است را مانند اجزای یک پازل در کنار هم بچیند تا به بینش برسد. انعکاس خلاصه، به گوینده کمک می‌کند که خود را به شکلی واضح‌تر درک کند.

خلاصه کردن، هنگامی سودمند است که ظاهرآ، گوینده از آنچه باید در مورد موضوع مطرح کند خسته شده است. بازگویی صحبت‌های اصلی گوینده، کمک می‌کند که بخش اوّل گفتگو به نتیجه برسد و برای بخش بعدی آن نیز جهت و مسیر مشخصی فراهم شود.

 

 

هنگامی که گوش کردن به صحبت‌های فرد گوینده بیشتر از یک جلسه ادامه می‌یابد می‌توان خلاصه را برای آغاز جلسه بعد مورد استفاده قرار داد.

 

 

یکی از اهداف خلاصه کردن آن است که نوعی احساس حرکت، جهت بررسی محتوا و احساسات، را در گوینده به وجود آورد. این احساس پیشرفت، باعث می‌شود تا گام‌های عملی، هرچه سریعتر برداشته شود، ضمن این که خلاصه سازی این امکان را نیز می‌دهد که میزان درست بودن برداشت‌های کلی شنونده از مطالب گفته شده مورد بررسی قرار گیرد.

 

 

خلاصه انعکاس هنگامی اثربخش است که شنونده: 1ـ نکاتی را که گوینده مطرح کرده است کنار هم قرار دهد 2- داده‌ها یا اطلاعات «مرتبط» را انتخاب کند و داده‌هایی که به گوینده کمک می‌کند به شکلی واضح‌تر، عناصر کلیدی گفتگوی خود را درک کند. در این زمینه ایگان می‌گوید: «خلاصه، گردآوری ماشینی تعدادی از حقایق نیست، بلکه ارائه نظامدار اطلاعات مربوطه است». یک خلاصه خوب گوینده را قادر می‌سازد که به شکلی عمیق‌تر و جهت دارتر و با پیوستگی بیشتر صحبت کند. خلاصه خوب، اغلب برای گوینده این امکان را فراهم می‌سازد که وضعیت خود را به شکلی واضح‌تر درک نماید. حتی اگر این خلاصه، فقط بازگویی مطالبی باشد که قبلا گفته است و نکته جدیدی در آن وجود نداشته باشد، باز هم ممکن است برای گوینده تازگی داشته باشد. زیرا اوّلین بار است که همه گفته‌هایش را در کنار یکدیگر، می‌شنود. همچنین خلاصه کارآمد می‌تواند رشته‌های از دست رفته یک گفتگو را در نتیجه‌گیری نهایی خود به یکدیگر پیوند زند.

 

در انعکاس متن مشاور علاوه بر بیان گفته مراجع در قالب کلمات خودش او را به گویایی بیشتر و تفکر درباره موضوع مورد بحث تشویق می‌کند. اما در دوباره گویی جملات تمامی و یا بخشی از گفتار مراجع را بدون تغییر بازگو می‌کند.  گوش دادن فعال که برای درک عواطف و گفتار مراجع لازم است، مقدمه انعکاس و روش ضروری برای انجام آن بحساب می‌آید.

 

 

 از طریق انعکاس، مراجع به بررسی بهتر و عمیق‌تر مشکلات می‌پردازد و به یافتن راه حل‌های مناسب‌تر تشویق می‌شود. به عقیده راجزر انعکاس‌احساسات، درک و فهم مشکل از نقطه‌نظر مراجع است. اگر مشاور در ایجاد رابطه حسنه با مراجع دچار مشکل شود در این صورت انعکاس به بازگو کردن متن تبدیل می‌شود.

 

 

قاب‌گیری یا شکل دهی مجدد

 

 

هر فردی در مورد رویدادهای پیرامون خود دیدگاه خاص خودش را دارد. معمولا مراجعانی که برای مشاوره مراجعه می‌کنند از تصور و دیدگاه منفی برخوردار هستند. مشاوره ابتدا به این تصورات و افکار منفی مراجع گوش می‌دهد و با او همدلی می‌کند سپس از طریق انعکاس، آنها را به خود مراجع منعکس می‌سازد. آنگاه مشاوره سعی می‌کند از طریق فن قاب‌گیری مجدد دید مراجع را نسبت به وقایع و موقعیتها عوض کند. منظور از قاب‌گیری مجدد یا شکل دهی مجدد، رد نگرش مراجع نسبت به دنیا نیست، بلکه آشنا کردن او با دید وسیعتری از جهان است. برای اینکه با فن قاب‌گیری یا شکل دهی مجدد آشنا شویم لازم است مثالی در این زمینه ارائه شود:

 

 

فرض کنید مراجعی نزد مشاور آمده است و اشاره می‌کند از دست بچه خود آرام و قرار ندارد به محض اینکه می‌خواهد استراحت کند بچه کاری انجام می‌دهد که بلند شود و نتواند استراحت کند. لذا بچه را می‌گیرد و او را تنبیه می‌کند. مشاور در برخورد با چنین موردی ابتدا به انعکاس احساسات او پرداخته و سپس مراجع آرامتر و راحتترمی‌گردد. پس از اینکه مراجع آرام شد مشاور سعی می‌کند از فن قاب‌گیری مجدد استفاده کند.قاب‌گیری مجدد یا شکل دهی مجدد مشاور: من احساس می‌کنم وجود شما برای پسرتان بسیار مهمّ است و او نیازمند توجه بیشتری از سوی شماست.

با بیان این مطلب، مشاور رفتار کودک را از دید مثبتی بیان کرده به نحوی که احساس مادر عوض می‌شود و احساس مهمّ بودن و مورد نیاز بودن می‌کند. شاید اینک وی به این نتیجه رسیده باشد که گریه کودکش به خاطر جلب توجه اوست و به جای عصبانی شدن، به رفتار کودک دقیق شود و وقت بیشتری به او اختصاص دهد.

 

 

 

 

 

 

 

مواجهه (رودررویی)

 

مواجهه به عنوان مهارتی یاورانه، نیازمند توجه به ناهمگونی‌های رفتاری گوینده است:

 

ناهمگونی میان آنچه فکر می‌کند و آنچه می‌گوید.

 

میان آنچه می‌گوید و آنچه انجام می‌دهد.

 

میان حرف‌ها و زبان تن او. (منظور از زبان تن همان حرکات غیر کلامی بدن می‌باشد.)

 

میان خود انگاره او و دید دیگران نسبت به او.

 

میان زندگی فعلی و زندگی مورد علاقه او.

 

در مواجهه سازی که توسط شنونده صورت می‌گیرد، اغلب از قالب «تو از یک طرف.... را می‌گویی، احساس می‌کنی، انجام می‌دهی» استفاده می‌شود. به طور مثال :

 

کاوه: (با اندامی وارفته، درحالی که نفس‌های عمیقی می‌کشد به آرامی حرف می‌زند) از نامزدی‌ام خیلی هیجان زده‌ام. مهسا دختر خوبی است.

 

کیومرث: از یک طرف می‌گویی هیجان‌زده‌ای و از طرف دیگر، قوز کرده‌ای و صدایت به شکلی است که انگار سرحال نیستی.

 

قبل از اقدام به مواجهه باید سه شرط اساسی رعایت شود. نخست، لازم است که مبنای بسیار محکمی از درک و اعتماد به وجود آید. دوّم شنونده باید ناهمگونی‌ها را درک کند که بررسی و کشف آنها ضرورت دارد. سوّم اینکه، شنونده باید مطمئن باشد که گوینده آمادگی و توانایی انجام کار دشوار و کشف و بررسی ناهماهنگی‌ها را دارد. مناسب بودن زمان و انتخاب یک روش غیر قضاوت‌آمیز نیز عوامل مهمّی برای راهنمایی گوینده در جهت استفاده اثر بخشی از مواجهه بشمار می‌آیند.

 

شنونده پس از یک مواجهه، دوباره به سمت پاسخ‌های انعکاس برمی گردد تا مبنای اعتماد و تفاهمی را که ممکن است بخشی از آن تحلیل رفته باشد بازسازی کند. هرگز نباید دو یا چند مواجهه پی در پی داشت.

 

در چندین مورد می‌توان از مواجهه استفاده کرد:

 

1ـ مراجع از ابراز نکته اساسی که به نظر می‌رسد سبب مشکل او شده است خودداری می‌کند.

 

2ـ مراجع در تشخیص رفتار خود تخریبی خود با شکست روبرو شده است.

 

3ـ مراجع در تشخیص پیامدهای جدی رفتارش با شکست روبرو شده است.

 

4ـ مراجع با واقعیت کاری ندارد.

 

5ـ مراجع مطالب ضد و نقیض می‌گوید.

 

6ـ مراجع تا حد زیاد و نامناسبی اسیر گذشته یا آینده خود است و تمرکزی بر زمان حال ندارد.

 

7ـ مراجع همانند کسی که به دور حلقه‌ای می‌چرخد داستان خود را بارها و بارها مانند یک نوار ضبط شده تکرار می‌کند.

 

8ـ رفتارهای غیر کلامی مراجع با رفتارهای کلامی او مطابقت ندارد.

 

اینک مثالی در مورد مواجهه ارائه می‌گردد:

 

مراجع: به طور غیرمستقیم به نگرانیهایش در مورد قوای جنسی خود اشاره می‌کند او به صورت مختصر چندین بار به این مشکل اشاره کرده و سپس بلافاصله از راه صحبت کردن در مورد یک مسئله بی‌اهمیت از آن موضوع منحرف می‌شود.

 

مواجهه مشاور: من گیج شده‌ام چرا که شما چند بار به طور مستقیم به مشکل جنسی خود اشاره کردید و سپس شروع به صحبت در مورد چیزی کاملا متفاوت نمودید.

 

یک مواجهه خوب معمولا شامل چند یا تمامی عناصر زیر است:

 

1ـ بازگو کردن یا خلاصه مختصری از آنچه که مراجع گفته است که در این صورت او احساس می‌کند که حرفهایش شنیده و درک شده است.

 

2ـ بیان عبارتی از احساسات کنونی مشاور

 

3ـ بیان به جمله ملموس از آنچه که مشاور متوجه شده یا مشاهده کرده است بدون اینکه آن را تفسیر کند.

 

طرح سؤالات

 

اگر مشاور به آنچه که مراجع می‌گوید گوش کند و مهارتهایی که فرا گرفته است بکار نبرد و با مهارت تمام، محتوا و احساسات مراجع را از آنچه که گفته است به خود او باز گرداند، بیشتر اطلاعات بدون اینکه لازم باشد مشاور سؤالی طرح کند به دست خواهد آمد. ولی اگر در جلسات مشاوره، مشاور سؤالات زیادی را طرح نماید، مشاوره بیشتر شبیه بازپرسی خواهد شد و مراجع آزادی چندانی نخواهد داشت و در حقیقت فرصت سخن گفتن از وی سلب خواهد شد. در نتیجه بجای اینکه مراجع از طریق بیان مشکل خود جلسه را هدایت کند. مشاور که نقش شنونده را دارا می‌باشد جلسه را هدایت خواهد نمود لذا مشکل مراجع تحت این شرایط بخوبی مطرح نخواهد شد در نتیجه بحث جلسه کلا منحرف می‌شود. مشکل دیگر در رابطه با طرح سؤالات زیاد این است که مراجع به سرعت فرا می‌گیرد که می‌باید منتظر سؤالات بعدی مشاور باشد و صبر کند تا مشاور به طرح سؤال دیگری بپردازد. بجای اینکه در مورد آنچه که برای او اهمیت دارد فکر کند.

 

 

 

دو نوع سؤال وجود دارد: 1ـ سؤالات بسته 2ـ سؤالات باز. قبلا این دو نوع سؤال تعریف شدند. هر دو نوع این سؤالات می‌توانند در جریان مشاوره مفید واقع شوند ولی بهتر است زمانی از سؤال استفاده شود که چاره‌ای به جز سؤال کردن وجود نداشته باشد. بهتر است در جریان مشاوره از سؤالات باز بیشتر استفاده شود. اینک چند نمونه از سؤالات باز و بسته را مثال می‌زنیم:

 

 

سؤال بسته: آیا دوست دارید شوهرتان از شما تعریف کند؟

 

 

سؤال باز: زمانی که شوهرتان از شما تعریف می‌کند چه احساسی به شما دست می‌دهد؟

 

 

سؤال بسته: آیا این تغییر زندگی شما را پریشان کرد؟

 

 

سؤال باز: این تغییر چه تأثیری در زندگی شما گذاشت؟

 

 

انواع پاسخ‌های مشاور در مشاوره عبارتند از :1ـ پاسخ‌های ارزیابی: مشاور گفتار و حرکات مراجع را در جلسه مشاوره با توجه به اهداف تعیین شده مورد ارزیابی قرار می‌دهد و با طرح سؤالات مناسب او را به سوی خودکاوی و حل مشکل رهبری می‌کند. 2ـ پاسخ‌های تعبیری: پاسخ‌هایی را در بر می‌گیرد که از طرف مشاور برای توضیح مطلب ارائه می‌شوند. اینگونه پاسخ‌ها بهتر است پس از آشنایی مشاور با نحوه تفکر و احساسات مراجع ارائه شوند.  3ـ پاسخ‌های حمایتی: پاسخ‌هایی را شامل می‌شود که بدان وسیله مشاور از مراجع حمایت می‌کند و از میزان نگرانی و ناراحتی او می‌کاهد. 4ـ پاسخ‌های اطلاعاتی: پاسخ‌هایی را در برمی‌گیرد که مشاور بدان وسیله اطلاعات بیشتری را درباره موضوع مورد بحث از مراجع کسب می‌کند. در جلسه مشاوره عقلی شدن بحث جلسه، به میزان زیادی از ضعف مشاور و عدم آگاهی او از فنون مشاوره ناشی می‌شود.

 

سازمان دادن

 

سازمان در جلسه مشاوره از ابهام و درماندگی مراجع و مشاور می‌کاهد. اگر محدودیتی برای جلسه مشاوره تعیین می‌شود باید به طور کامل و دقیق در آغاز جلسه مشاوره تعیین و توصیف گردد. به عقیده کوران اگر در جلسه مشاوره سازمان وجود نداشته باشد اولاً قبول مسئولیت مراجع در جلسات مشاوره به حداقل می‌رسد. ثانیاً به علّت مشخص نبودن وظایف مشاور و مراجع، ابهام و بلاتکلیفی به وجود می‌آید و ترس و ناامنی مراجع افزایش می‌یابد و رابطه حسنه مشاوره‌ای مختل می‌شود. ثالثاً بر اثر نامشخص بودن هدف و روش کار، مقاومت مراجع افزایش می‌یابد و مشاوره به صورت پراکنده‌گویی در می‌آید. تعیین نوع سازمان و چگونگی اجرای آن بر عهده مشاور است.

نظر متخصصان مشاوره در مورد سازمان متفاوت است عده‌ای از آنها با وجود سازمان در جلسه مشاوره موافق هستند، عده‌ای نیز مخالف هستند. به عقیده راجرز ایجاد سازمان در جلسه مشاوره ضرورت چندانی ندارد. رولومی وجود سازمان در جلسه مشاوره را به دیواره‌های رودخانه تشبیه می‌کند که مسیر آب و حرکت قایق را کنترل و محدود می‌کند، باعث می‌شود قایق سالمتر و زودتر به انتهای رودخانه برسد. بنظر رولومی سازمان برای جلسه مشاوره چهارچوبی را بوجود می‌آورد که اهداف و خط مشی‌های جلسه براساس آن مشخص می‌شوند.

از طریق سازمان، خط مشی و چگونگی اجرای جلسه مشاوره مشخص می‌شود، وجود سازمان در جلسه مشاوره، مراجع را یاری می‌دهد که طرح و نقشه‌ای برای رسیدن به اهدافش تعیین و پیش‌بینی کند. سازمان در جلسه مشاوره، از ابهام و درماندگی مراجع و مشاور می‌کاهد و مسیر فعالیت آنان و نیز قالبی را برای نحوه آغاز و ادامه و پایان جلسات مشاوره مشخص می‌سازد.

 

از دیدگاه پاترسون تعیین نوع سازمان در جلسه مشاوره، با اهداف مشاوره، رابطه بین مراجع و مشاور و نگرش آنان نسبت به یکدیگر بستگی دارد. همچنین تعیین نوع سازمان و چگونگی اجرای آن بر عهده مشاور است